دختر دوست داشتنی من...

شیرین کاریهای نه ماهگی

. شیرین کاریهای نه ماهگی بهترین خانوم وروجک مامان یاد گرفته که بایسته و با کمک راه میره این ماه تمام مدت جلوی شومینه بودی و سنگهای کف شومینه رو برمیداشتی و میکردی توی دهانت و می خوردی که من سریع عمل کردم و تمام سنگها رو جمع کردم بعد دیدم که بازم میری جلوی شومینه و به هر چی که داخلش هست میخوای دست بزنی میز شیشه ای وسط هال رو گذاشتیم جلوش اما بازم توجه میفرمایی که .... اینجا هم توی اتاق سر هر چی که روی زمین باشه میری و همه رو پرت و پلا و ریخت و پاش می کنی ای جانم قربون اون مدل نشستنت بشم من. انگشتهای پات و ببین عروسک قشنگ مامانی تو از فرصت ا...
3 خرداد 1394

گزارش چهار ماهگی

                                       سلام دختر قشنگم دختر دوست داشتنی مامان. برای گزارش نوشتن ماه چهارمت خیلی تنبلی کردم . اومدم بگم که توی ماه قبل چه کارایی کردی و یاد گرفتی. خلاصه که با دو تا بچه ی قد و نیم قد یه کم آپ دیت بودن سخته و منم نمیرسم که بیام برات بحر طویل بنویسم و .... توی این ماه به قدری به رنگ و بوی غذا عکس العمل نشون میدی و میخوای که دستت رو توی سفره ی میز غذا ببری که واقعا کمتر سر شام و ناهار توی بغلمونی . دلمون برات میسوزه ...
24 دی 1393

گزارش سه ماهگی

سلام نازنین دخترم امروز آخرین روز سه ماهگیت هست. به امید خدا ان شاا... فردا صبح باید با هم بریم مرکز بهداشت که واکسن چهارماه ماهگیت رو بزنیم. هزار ما شاا... خیلی خوب وزن گرفتی و من یه کم نگران بعدت هستم که یه وقت چاق بشی و چاق بمونی . اون خط قرمز پاشنه ی پات هم هنوز خوب نشده. با اینکه دکتر کودکان بردمت و گفت که چیز خاصی نیست و بعدش هم دکتر متخصص پوست بردمت و اونم گفت که چیز خاصی نیست . اما بازم ته دلم یه کم جای سوال دارم که آخه این چیه که با گذشت ده روز هنوز از بین نرفته و حتی کمرنگ تر هم نشده. امیدوارم که خدا به خیر بگذرونه و مورد خاصی نباشه. این ماه خیلی پر تحرک شدی. حرف میزنی و سر و صدا می کنی . کلا دختر ناز نازیی...
24 آذر 1393
1